سختی کار در مرکز تجزیه و مبادلات پست کشور چیزی از سختیهای یک ورزش حرفهای کم ندارد.
به گزارش اتاق خبر شرکت ملی پست، حدیث دانش راد مسئول روابط عمومی مرکز تجزیه و مبادلات پست کشور، گفتگویی صمیمانه با مسعود حیدری کارمند اجرایی این مرکز در خصوص فعالیتها و موفقیتهای ورزشی اش علیرغم مشکل کم بینایی و سختی کار در این مجموعه داشته است که در روزنامه کاروکارگر منتشر شده است و متن آن در ادامه آمده است.
اهل استان زیبای لرستان و زادهی شهر خرمآباد است. زندگی و رشد در دامن طبیعت موجب شده بتواند خیلی زود استعدادهای ورزشی خود را بر اساس توانایی های جسمی خود کشف کند. او به دلیل کمبینایی در عرصه ورزش افراد کم توان جسمی (پارا) فعالیتهای ورزشی خود را دنبال کرده است. جدیت وتلاش او همیشه برایم جالب توجه بوده است از اینرو تصمیم گرفتم تا به عنوان روابط عمومی این مرکز گفتگویی صمیمانه ای با وی داشته باشم.
«سختی کار در مرکز تجزیه و مبادلات پست کشور چیزی از سختیهای ورزش حرفهای کم ندارد. این مرکز به طور شبانه روزی و بدون وقفه فعال است و تعداد زیادی بسته و امانت پستی روزانه به مقاصد مختلف از این مرکز ارسال می شود. همبستگی همکاران ستودنی است. اینکه همگی آنها برای یک پاکت دویست گرمی تا بسته و امانت چند کیلویی که تعدادشان هم بنا به شرایط جامعه از زمان ورود ویروس ناخوانده کرونا بی نهایت اضافه شد اینطور جدی تلاش میکنند، همواره برایم جذاب و الهامبخش است.»
این صحبت ورزشکار موفقی است که در کنار کار سخت خود در بخش اجرایی مرکز تجزیه ومبادلات پست کشور، ورزش خود را به صورت حرفه ای در رشته های دو میدانی و پرتاب وزنه دنبال کرده و به موفقیت های بزرگی دست یافته است.
مسعود متولد اردیبهشت سال ۱۳۷۱ است و در مقطع کارشناسی ارشد، رشتهی تربیت بدنی و گرایش آسیبشناسی و حرکات اصلاحی مشغول تحصیل است.وی که در کنار تحصیل توانسته است در مسابقات ورزشی کشوری و بینالمللی چند مقام قهرمانی و مدال نیز کسب کند در مرکز تجزیه و مبادلات کشور مشغول به کار است.
• از فعالیتهای ورزشی، اینکه از کی و کجا ورزش را شروع کردید و از موفقیتها و مقامهایی که کسب کردهاید برایمان بگویید.
از ۱۴ سالگی ورزش را با فعالیت در رشته دو میدانی و به طور خاص پرتاب وزنه و پرتاب دیسک، شروع کردم. سه سال بعد در اولین مسابقات پارا آسیایی ۲۰۱۴ در شهر اینچوان کره جنوبی در پرتاب دیسک موفق به کسب مدال طلا و در پرتاب وزنه مدال نقره کسب کردم.
پس از آن هم در مسابقات دیگری شرکت کردم و در سالهای ۲۰۱۶ در سئول کره جنوبی، مدال نقره پرتاب وزنه، در ۲۰۱۷ مسابقات کشورهای اسلامی در باکو، مدال برنز و در ۲۰۱۸ مسابقات آسیایی اندونزی مجددا در پرتاب دیسک مدال نقره و در پرتاب وزنه موفق به کسب مدال برنز شدم.
• میگویند دومیدانی مادر وزرشهاست، به نظر شما دلیل این نامگذاری چیست؟
بله همینطور است، به دلیل اینکه برای دویدن به هیچگونه وسیله یا امکانات ویژهای نیاز نیست. تواناییهای عمومی و اجزای مختلف آمادگی جسمانی در دویدن بهکار گرفته میشود. در نتیجه، تمرینات آن، بخشی از فعالیتهای آمادهسازی و تمرین در اکثر ورزشهاست.
• دو میدانی و پرتاب وزنه، چه رابطهای با هم دارند؟
دویدن از نظر تاریخی از قدیمیترین ورزشها است. به طوریکه دوی سرعت تنها مسابقهی ورزشی در چند المپیک اول در یونان باستان بود و به تدریج مواد دیگر دو و میدانی به آن اضافه شد.
به بیان بهتر، ورزش جامع و همه چی تمام دو و میدانی، شامل دوها، میدانیها، جاده و مواد ترکیبی است. دوها در پیست یا جاده و میدانیها در محوطههای داخل زمین ویژه اجرا میشود. دو و میدانی مهمترین ورزش از نظر همگانی و قهرمانی به شمار میرود. از نظر همگانی متداولترین فعالیت ورزشی و از نظر قهرمانی با ۴۳ ماده (۲۴ ماده مردان و ۱۹ ماده برای زنان) مدالآورترین ورزش در المپیک است.
پیست دو و میدانی از طرف انتهای داخلی ۴۰۰ متر و از ۶ تا ۱۰ خط به عرض ۱.۲۲ متر ساخته میشود. انتهای کلیهی دوها در محلی به نام خط پایان است که داوران و زمانسنج الکترونیکی در آنجا قرار دارد.
• و چرا شما این ورزش را انتخاب کردید؟
دو میدانی یک ورزش قدرتی است. استایل بدنی در انتخاب رشته ورزشی خیلی مهم است.
البته همهی استایلها میتوانند ورزش «دو» را انتخاب کنند، ولی برای بخش میدانها و پرتاب کمی فرق دارد و جثهی ورزشکار باید درشت، با دستانی قوی و قدی بلند باشد که خب من این مشخصات را داشتم و به اعتقاد مربیان میتوانستم در این رشته موفق باشم. البته لازم است توضیحاتی در مورد پرتاب وزنه بدهم. مسابقات «دو» دور پیست برگزار میشود و در وسط هم که به آن «میدان» میگویند، پرتابها انجام میشود. حدود ۲۰ تا ۲۵ نفر در سنین ۱۶ تا ۴۰ سال در این بخش شرکت میکنند. وزنهای که پرتاب میشود هفت کیلو و دویست و شصت گرم است ولی در تمرین وزنههای ۹ و ۱۱ کیلویی هم استفاده میشود. در مسابقه چندبار وزنه پرتاب میشود و میانگین پرتابها برای امتیازدهی محاسبه میشود.
• چه شد که در پست و مرکز تجزیه و مبادلات کشور مشغول به کار شدی؟
توسط دوستان معرفی شدم و در حال حاضر به عنوان نیروی شرکتی در شرکت پیمانکار همکار پست فعالیت میکنم، ولی امیدوارم بر اساس قانون جذب ورزشکاران صاحب مقام و مدال بینالمللی (که متاسفانه به جذب فرزند ورزشکار تغییر کرده و اصلاح آن توسط وزیر ورزش در حال پیگیری است)، نه تنها من، بلکه سایر ورزشکاران نیز در شرکتها و سازمانهای دولتی جذب شوند.
با لحنی شگفتزده و خندهای بر لب از حال و هوای کار در پست میگوید …
سختی کار در اینجا چیزی از سختیهای ورزش حرفهای کم ندارد، این مرکز به طور شبانه روزی و بدون وقفه فعال است و تعداد زیادی بسته و امانت پستی روزانه به مقاصد ارسال می شود، همبستگیای که همکاران با هم دارند ستودنی است. اینکه همگی آنها برای یک پاکت دویست گرمی تا بسته و امانت چند کیلویی که تعدادشان هم خیلی افزایش پیدا کرده، اینطور جدی تلاش میکنند، برایم جذاب و الهامبخش است.
همیشه برایم سوال بوده که خارج از گرایش ورزش دلم میخواهد کجا مشغول به کار شوم و حالا که اینجا هستم، این میزان از فعالیت، جنب و جوش و صمیمیت برایم جالب توجه و قابل تحسین است.
• گفتید گرایش رشتهی تحصیلیتان آسیبشناسی و حرکات اصلاحی است، با توجه به نوع کار ما در این مرکز آیا میتوانید همکاران را از نظر ارگونومی و کاهش فشارهای جسمانی و روانی در محیط کار مورد بررسی و ارزیابی قرار دهید؟
بله حتما، درسی که میخوانم دقیقا در همین مورد کاربرد دارد، با تجربه و سابقه کاری که در کلینیکهای فیزیوتراپی، کاردرمانی و کایروپراکتیک داشتهام، میتوانم کارکنان را در طراحی درست و مناسب نوع فعالیت، تجهیزات و محیط کار، بالارفتن سطح ایمنی، بهداشت، تطبیق کار اپراتور و کارگر بر اساس ابعاد بدنی فرد و در نهایت دستیابی به رضایت شغلی و بهبود بهرهوری کمک کرده و راهکار ارائه بدهم.
با چهرهای خندان از آشناییاش با مدیرکل مجموعه میگوید؛ روز اول در نگهبانی ورودی ساختمان با مردی برخورد کردم و گفتم میخواهم مدیر را ملاقات کنم، گفت بفرمایید خودم هستم، گفتم آقا شما را به خدا اذیت نکنید، خسته و کلافه از راه دور آمدهام. باورم نمیشد آن مرد خوش برخورد که مثل سایر کارکنان لباس زرد و آبی بر تن داشت مدیر باشد، در نهایت که با راهنمایی به اتاق مدیریت رسیدیم، از آن همه صمیمیت و مردمداری شگفتزده شدم.
• به عنوان آخرین سوال؛ میپرسم چه افقی در ورزش برای خودت متصور شدهای؟
اول باید این را بگویم از اینکه مشغول به کار شدهام خیلی خوشحالم و امیدوارم به زودی تغییر وضعیت هم داشته باشم ولی این روال برای زندگی ورزشیام چالشهایی را به وجود میآورد. واقعیت این است که ورزشکار حرفهای یک شغل دارد و آن هم ورزش است. در سال ۲۰۱۶ برای پاراالمپیک انتخاب شدم، اما به دلیل شکستگی زانو نتوانستم شرکت کنم و امروز تمام هم و غم و هدفم حضور در پاراالمپیک ۲۰۲۴ پاریس است.
با اندوه و حسرت ادامه میدهد: در یکی از مسابقات بینالمللی وقتی به دلیل کسری بودجه اجازه حضور مربی را ندادند خیلی برایم گران تمام شد. در ورزشهای انفرادی حضور مربی در کنار ورزشکار بسیار اهمیت دارد. جایی که میتوانستم با راهنماییهای مربی به عنوان شخص ناظر و کاربلد نتیجهی بهتری بهدست بیاورم، اما متاسفانه مدال برنز گرفتم.
ورزشکاران حرفهای ۶ ماه پیش از مسابقه باید در همان کشور و شهری که مسابقه برگزار میشود یا شهری با همان شرایط آب و هوایی تمرین کنند، اما متاسفانه به دلیل بالا بودن هزینهها این امکان برای من فراهم نیست و اشتغال هم در کنار آن مزید بر علت شده است.
میگوید، ما ورزشکاران نههای زیاد و قولهای رها شدهی بسیاری میشنویم و در نهایت فقط خودمان هستیم که باید بر تمام سختیها غلبه کرده و راه را هموار کنیم. از مسئولین ورزش کشور و مدیرعامل محترم شرکت ملی پست درخواست و انتظار حمایت دارم، تا بتوانم مثل قبل برای کشورم افتخارآفرین باشم.
برایش آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم که انتشار این گفتگوی خودمانی بتواند برای این جوان ورزشکار و تلاشگر سرزمین مردان بزرگی چون رستم دستان و کاوه آهنگرها، راهگشا باشد.
