یک تیم تحقیقاتی بین‌المللی با سرپرستی محققان دانشگاه تهران، با انجام یک مطالعه تطبیقی حوضه‌های رودخانه‌ای در اتریش و ایران، موفق به ارائه الگوی نوینی برای مدیریت سیلاب شده‌اند؛ الگویی که می‌تواند تحولی اساسی در مواجهه با مخاطرات سیل ایجاد کند.

این پژوهش به هدایت دکتر ابراهیم مقیمی، استاد دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران و با همکاری پژوهشگرانی از دانشگاه وین اتریش، دانشگاه لاولی سوئد و دانشگاه کردستان انجام شده و یک مدل مفهومی نوین برای برنامه‌ریزی مسکن و توسعه شهری در برابر مخاطرات سیلاب ارائه می‌دهد.

این تحقیق که در مجله علمی معتبر Geofluids از انتشارات جان وایلی منتشر شده است، با مقایسه حوضه رودخانه دانوب در وین و حوضه‌های رودخانه‌ای کارون و کرخه در ایران، شکاف‌های اساسی در مدل‌های سنتی مدیریت سیل را شناسایی کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که رویکردهای سازه‌ای سنتی مانند احداث سدهای بلند، در بلندمدت نه‌تنها خطر سیل را کاهش نمی‌دهند، بلکه می‌توانند به تشدید مخاطرات سیلاب منجر شوند.

بر اساس یافته‌های این مطالعه، تمرکز صرف بر مدل‌های هیدرولوژیک و ساخت سازه‌های دفاعی مکانیکی، بدون توجه به اصول توسعه شهری انطباق‌پذیر و فرآیندهای طبیعی، باعث اختلال در سامانه‌های اکولوژیکی شده و ریسک سیلاب را افزایش می‌دهد. از همین رو، پژوهشگران بر ضرورت گذار به رویکرد «همزیستی هوشمند با سیل» تأکید دارند.

دکتر مقیمی با اشاره به ماهیت میان‌رشته‌ای این تحقیق توضیح می‌دهد که در این پژوهش، شش حوزه علمی شامل هواشناسی، هیدرولوژی، اکولوژی، ژئومورفولوژی، مطالعات مخاطرات و طراحی مسکن و شهر به‌صورت یکپارچه مورد استفاده قرار گرفته‌اند. همچنین با تحلیل داده‌های سیلاب‌های سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲، شاخص‌های ژئومورفیک جدیدی برای افزایش دقت در طراحی توسعه شهری معرفی شده است.

یکی از نکات کلیدی این مدل مفهومی، تأکید بر استفاده بهینه از آب سیلاب به‌عنوان یک منبع آبی ارزشمند به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک مانند ایران است. ایجاد کانال‌ها و مخازن زمین‌ساختی می‌تواند مانع از هدررفت آب سیلاب به دریا شده و آن را در مناطقی که با کم‌آبی مواجه‌اند، ذخیره و مدیریت کند.

بر اساس این پژوهش، طراحی سازه‌های اکولوژیکی پاسخگو و افزایش سواد زیست‌محیطی دو رکن اساسی برای آینده مدیریت مخاطرات سیلاب به شمار می‌روند. ایجاد زیرساخت‌هایی مانند محفظه‌های سیلابی و ارتقای آگاهی جوامع محلی و سیاست‌گذاران نسبت به رفتار پویای سیلاب، نقش مهمی در کاهش خسارات ایفا می‌کند.

در نهایت، به‌کارگیری این الگوی نوین مدیریت سیلاب می‌تواند با تبدیل سیلاب از یک تهدید به منبعی قابل مدیریت، ضمن حفظ جان و مال ساکنان مناطق سیل‌خیز، به پایداری شهرها در برابر تغییرات اقلیمی و کم‌آبی کمک کرده و روند افزایشی خسارات سیلاب در دهه‌های آینده را معکوس کند.